السيد محمد حسين الطهراني
38
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى)
موضوعيّه . مثل كسى كه در شب و يا در تاريكى ، يا بواسطه غلبه خواب و يا بيهوشى با زن اجنبيّه با علم به آنكه زن اوست و حلال است بياميزد ، و سپس معلوم شود كه آن زن ، زن او نبوده و حرام بوده است . ) حقّ سقط جنين خود را ندارد . و اگر شهود نزد حاكم شهادت بر زناى او دهند ، حاكم بايد صبر كند تا بچّهاش را بزايد و سپس حكم زنا ، از حدّ و يا رَجْم را درباره او جارى نمايد . زيرا اجراى حدّ در حال حاملگى موجب ضرر و يا سقط طفل مىشود ، و اين جائز نيست . چون انسان در اين أحكام مُتقَن و مستحكم نظر مىكند ، معناى يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ و سُبُلَ السَّلَم برايش مكشوف ميگردد . ببينيد چه راههاى سلام و سلامت و عافيت مطلقه ، و اجتناب و دورى از هر فساد و خرابى و تباهى را قرآن نشان داده و بدان رهبرى نموده است ! چون نطفه در رحم قرار گرفت ، ديگر به هيچ وجهى نميتوان آن را خارج كرد ؛ إخراج آن به هر كيفيّتى باشد سِقط محسوب مىشود ؛ و مستلزم أداء بيست دينار است . عزل « 1 » موجب عدم استقرار نطفه در رحم است ، نه اخراج آن بعد از استقرار . و معذلك جواز آن هم محلّ اشكال است . و بنا بر فرض حرمت ، موجب ده دينار ديه آن است . اشكالى كه در عزل مىباشد اينست كه : در زن عقدى دائمى ، نطفه حقّ اوست و مرد نميتواند بدون رضايت او عزل كند ؛ و هر بار كه عزل كند بايد ديه آن را به زوجهء دائميّه خود بدهد . و همانطور هم كه ديديم ، ريختن نطفه در رحم نيز حقّ مرد است ؛ و زن بهيچوجه من الوجوه چه دائميّه باشد و چه منقطعه نميتواند مرد را مجبور به
--> ( 1 ) عزل عبارت است از كناره گيرى مرد از زن ، و در اينجا - همانطور كه بيان شد - به معناى كناره گيرى خاصّى است كه بدان وسيله ، مرد نطفه را در خارج از رحم زن بريزد .